X
تبلیغات
زندگی و مرگ ارنستو چه گوارا
حاوی تصاویر صداها و مطالبی در مورد زندگی و مرگ ارنستو چه گوارا
 بازی موبایل جنگی El Che با فرمت جاوا
بازی موبایل جنگی El Che با فرمت جاوا

جهت دانلود اینجا کلیک کنید

|+| نوشته شده توسط آیدین .ی در شنبه سی ام مرداد 1389  |
 

لطفا بعد از دیدن مطالب زیر اینکه چگونه بی خیال می شوید و گذر می کنید را به من هم یاد بدهید.

اینها فقط یک نمونه کوچک است. کافی است چشمانمان را بیشتر باز کنیم و به اطرافمان بنگریم .

نگراني ها از كاهش سن فحشا در ايران

شفاف، لیداایاز : آماری رسمی در دست نیست. آماری از رشد فحشا یا برقراری رابطه ای که یک سوی پنهانی دارد. در لابه لای اخبار فقط نامی از زنان و دختران فراری دیده می شود که سنین متغیر آنها بالا و پایین شدن برقراری روابط پنهانی دو جنس مخالف را بازگو می کنند.

در شرایطی که مسولان و جامعه شناسان کشور نگران روابط پنهانی دختران و پسران جوان هستند و گزارش هایی نیز از آمار كاهش سن برقراری رابطه جنسی حتي میان دانش آموزان کم سن دبیرستانی به گوش می رسد و آخرین آمار های موجود از بهزیستی نیز نشان می دهد که سن فحشا در ایران 16 سالگی است، اما هنوز برای این مسئله نه تعريف درستي ارائه شده است و نه راه حل اجتماعي شايسته اي كه از گسترش آن جلوگيري كند .

دنیا در حال کوچک شدن است و مناسبات اجتماعی وعامیانه ای که در ان سوی آبهای جهان اتفاق می افتد، اینک دیگر برای مردم سوی دیگر کره خاکی قابل توجه است. زیرارسانه ها مسافت ها را کاسته اند و دیگر مجال این نیست که بتوان بسیاری از ناگفته ها را پنهان کرد و نگفت.


16
سالگی ميانگين سن فحشا در ايران


در حالیکه نگرانی از برقراری رابطه دوستي بیش از 80 درصد دانش آموزان دبیرستانی این روزها مطرح شده از دیگر سو در آخرین اظهار نظر از زبان مدير كل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي در سال 86 با تاكيد بر اينكه سن فحشا در ايران پايين است سن دختران فراري 9 سال و بحراني اعلام می کند.

او اضافه می کند:" بر اساس آمار به دست آمده از دختران فراري در شهر تهران، ميانگين سن دختران فراري 9تا 17سال است."

همچنين گزارش ايلنا در همان سال از يک كارشناس آسيب هاي اجتماعي، آمار مراكز فحشا در سطح شهر تهران را 8 هزار باند اعلام كرد.

معيني كارشناس آسيب هاي اجتماعي، در همايش بررسي آسيب هاي اجتماعي، گفت:" طبق آمار در مدت 7 سال متوسط سن فحشا از 28 سال به زير 20 سال رسيده ودر حال حاضر كف اين سن تا 13 سالگي پايين آمده يعني در ميان نوجوانان به طور روزافزوني گسترش يافته است.".

اين كارشناس مسائل اجتماعي تصريح كرد:" بين 300 تا 600 هزار زن خودفروش در جامعه ما قابل رديابي هستند و بسياري از دانش آموزان دبيرستاني اين معضل اجتماعي را به طور رسمی مي پذيرند."

 آغاز پديده فحشا در ايران با چراغ سبز پهلوي ها

پیشینه ظهور فحشا در ایران مربوط به سال 1298 شمسی عنوان شد. آن زمان محله‌ای در جنوب غربی تهران در نزدیکی دروازه قزوین احداث شد این محله که در خارج از محدودۀ شهر تهران قرار داشت به‌نام شهر نو نامیده شد.

روابط و مناسبات قلعه شهر نو و نحوه ورود زنان به قلعه به این شکل بوده است که زن داوطلب کار در قلعه ابتدا به شهرداری منطقه مراجعه کرده و با ارائه طلاق نامه کارت اشتغال بکار در این محله را دریافت می‌کرده و پس از تأیید کلانتری ناحیه، کار زن در قلعه آغاز می شد. اما این شکل ظاهری و تشریفاتی این مرحله بود، در واقع زنان و مردان واسطه‌ای که در این کار تجربه و تبحر داشتند زنان بیکار و نیازمند و بدون سرپرست را در محلات فـقیر نشین شناسائی کرده و سپس با وعده زندگی مرفه و آینده ای بهتر آنانرا به اشتغال در قلعه تشویق می کردند، زنان در بدو ورود به قلعه نخست تحت تسلط یکی از باندهای مستقر در قلعه قرار می گرفتند و سپس مردی را بعنوان سرپرست او تعیین می کردند، این مرد از آن پس مالک جان و مال او بود و بیشترین میزان دسترنج او را تصاحب می کرد، این مردان همگی دارای سابقه شرارت، چاقو کشی، تبهکاری و زندان بودند، اسارت، استعمار و بهرکشی زنان توسط این گونه باندهای تبهکار فـقط با مناسبات برده داری قابل مقایسه بود، این گونه باندها برای اینکه زنان قصد فرار نداشته و یا به بهانه های مختلف از جمله بیماری کم کاری نکنند با توسل به سه شیوه، ارعاب و تهدید و یا گرفتن چک و سفته از آنان و یا آلوده کردن آنان بدام اعتیاد آنان را مجبور می کردند تا زمانی که از جوانی و تندرستی بهره مندند همچنان بکار ادامه دهند.

 

شايد اين رفتار كه با چراغ سبز ر‍ژيم استبدادي حاكم صورت مي گرفت يكي از زشت ترين رفتارهاي ضد بشري بود كه حكومت وقت به نام ورود به دروازه تمدن از آن حمايت مي كرد و در واقع دروازه اي بود به سمت انحطاط .
پس ازانقلاب که پدیده فحشا از جامعه حذف شد. هر چند بازهم به مرور و به صورت پراكنده اي اين معظل اجتماعي باز هم دامن اجتماع را گرفت .

راه حل چيست ؟

اما در حالیکه شروع فحشا با عواملی نظیر فقر، جنگ، اعتیاد، از دست دادن شغل، ازدواج اجباری، فرار دختران، تنوع طلبی برخي مردان، پایین آمدن میزان ازدواج و مشکلات اقتصادی پیش روی تشکیل خانواده همراه است، اما وقتی از یک دختر دانش آموز یا دانشجوی جوانی که در مرز جوانی است و مردان و زنانی که با هیچ یک از این عوامل درگیر نیستند چنین عملی سرمی زند غالبا موضوع ديگري مطرح مي شود كه بايد به صورت كارشناسانه اي آن را مورد بررسي و تحليل قرار داد

اما خاتمه دادن به پدیدۀ فحشا در شرایط کنونی جهان و به علت فـقدان مناسبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی عادلانه راهي است بسيار سخت و دشوار .

با اين حال با اتکا به عدالت اجتماعی و یک برنامه ریزی تربیتی و فرهنگی گسترده می توان از گسترش آن جلوگیری و حتی آن را محدود کرد و گروه کثیری از این زنان بویژه کودکان و نوجوانان را به آغوش خانواده و جامعه باز گرداند و به درد و رنج و حقارت و ستمی که همنوعان ما بر دوش می کشند پایان بخشید.
اما همه اينها نيازمند داشتن نگاهي كارشناسانه به مسائل اجتماعي و پرهيز از غوغاسالاري رسانه اي و سياسي است . تا زمانيكه نخواهيم معظلات اجتماعي را باور كنيم امكان پيدا كردن راه حلي مناسب را براي آنها نداريم.


http://shafaf.ir/fa/pages/?cid=13863


|+| نوشته شده توسط آیدین .ی در چهارشنبه بیستم مرداد 1389  |
 
 

چه گوارا:

  ما باید هر لحظه این را بیاد داشته باشیم که: ما در شرایط جنگ  بسر می بریم، جنگی که بدان جنگ سرد می گویند. جنگی که در آن جبهه خطوط مشخص نیست، بمباران ممتد نیست، جنگی که در آن طرفین یعنی قهرمان کوچک دریای کارائیب و غول عظیم الجثه امپریالیستی، رو در رو قرار گرفته اند و آگاهند که در آخر نبرد یکی از آنها جان سالم بدر نخواهد برد.

  رفقا، امریکائیان (**) آگاهند و نیک آگاهند که پیروزی انقلاب کوبا تنها یک شکست ساده برای امپرطوری آنان نخواهد بود. پیروزی انقلاب کوبا نشان قابل لمسی است در مقابل چشم همه امریکائیان که خلق ها قادرند بپاخیزند، که خلق ها می توانند تنها با تکیه بخود و در زیر چنگال این غول عظیم الجثه بپاخیزند. این آغاز پایان تسلط استعماری در امریکا یعنی آغاز مطئمن پایان امپریالیسم امریکای شمالی است.

بهمین دلیل است که امپریالیست ها به این سادگی دست از کار نمی شویند، بهمین دلیل است که ما نمی توانیم عقب گرد کنیم. زیرا نخستین قدم ما به عقب نیز آغازی برای عقب گردهای ممتد ما خواهد بود و سرنوشت ما نیز هم چون سرنوشت رهبران کاذبی و خلق هائی خواهد بود که در لحظه مشخصی از تاریخ در مقابل این امپرطوری مقاومت لازم را نشان ندادند.

  بدین سبب است که ما باید بجلو بتازیم و بطور خستگی ناپذیری به امپریالیسم ضربه بزنیم. ما باید از همه حوادث در سراسر جهان درس بگیریم. قتل لومومبا باید برای همه درس باشد، کُشتار لومومبا نمونه ای است از اینکه امپرطوری هنگامی که مبارزه علیه آن پیگیرانه و مجدانه دنبال شود، تا چه حد حاضر است به جنایت متوسل شود.

امپریالیسم را باید یک بار دوبار و باز هم بار دیگر و کراراً در سر کوفت. این تنها راهی است که می توان خلق ها را به کسب استقلال هدایت کند. قدم به عقب هرگز! لحظه ای ضعف، هرگز! و هر گاه شرایط ما را به این فکر می اندازد که علیه این امپرطوری می جنگیدیم، شاید وضع بهتر از حال بود، هر کدام ما وظیفه داریم آن زنجیرهای اسارت و شکنجه ای را که خلق کوبا می بایست از آنها می گذشت و به استقلال امروزی می رسید، بخاطر بیاوریم. همه باید به چپاول دهقانان، کُشتار کارگران، اعتصاباتی که مورد هجوم پلیس قرار گرفت و همه ستم های طبقاتی که امروز از کوبا رخت بر بسته اند، اندیشه کنیم.....

بعلاوه باید بفهیم که چگونه پیروزی بدست می آید، از طریق آماده ساختن مردم، از طریق ارتقاء آگاهی انقلابی آنان، از طریق ایجاد وحدت و از طریق مقابله با کوشش تجاوزکارانه، بوسیله تفنگ و در جبهه جنگ و این است آنگونه که پیروزی کسب می گردد....

  ما باید این واقعیت را بیاد داشته باشیم و به روی آن کراراً تاکید کنیم. پیروزی کوبا هرگز نمی تواند تنها از طریق کمک خارجی تأمین گردد، هر چقدر این کمک سخاوتمندانه و کافی باشد و هر چقدر همبستگی همه خلق های جهان با ما قوی باشد. زیرا حتی با همبستگی زیاد و و افری که همه خلق های جهان با پاتریس لومومبا و خلق کنگو نشان دادند، هنگامیکه شرایط مناسب داخلی آماده نبودند، هنگامی که رهبران آن کشور نتوانستند بفهمند که چگونه باید بیرحمانه به امپریالیسم ضربه وارد ساخت، هنگامیکه تنها یک گام عقب نشستند، مبارزه آنان از دست رفت. و این مبارزه برای تنها چند سال از دست رفت؛ که می داند برای چه!! این شکست بزرگی برای همه خلق های (جهان) بود.

  ما باید کاملاً آگاه باشیم که پیروزی ما نه در موشک های شوروی نهفته است و نه در همبستگی جهان سوسیالیستی و نه در همبستگی خلق های تمام جهان. ظفرمندی کوبا در وحدت، در کار و در روحیه فداکاری خلق آن نهفته است.....

                                                                    +++

   (*)        ایراد شده در مقابل کارگران شکر سانتکلارا در ۲۸ مارس ۱۹۶۱، ۲۰ روز قبل از حمله امپریالیست ها به کوبا در "خلیج خوک ها".

 

(**)      "امریکائیان شمال" لفظی است که انقلابیون کوبا و سایر انقلابیون امریکای لاتین برای اشاره به ایالات متحده بجای "امریکائی" که شامل همه کشورهای قاره امریکا می شود، بکار می برند.

|+| نوشته شده توسط آیدین .ی در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389  |
 

مصاحبه با چند تن از کودکان کار و خیابانی

به مناسبت ۱۲ ژوئن روز جهانی مبارزه با کار کودک گزارشگر هرانا مصاحبه هایی کوتاه با چند "کودک کار" ترتیب داده است که متن آن را در زیر می خوانید:

کودک ۱ :

اسمت چیه؟       علی

چند سالته علی؟     ۱۰ سال

تا کلاس چندم درس خوندی؟      تا اول

کلاس اول رو افغانستان خوندی یا ایران؟     ایران

خوب الآن کار می کنی؟        فال می فروشم

تو دوست داری باسواد بشی؟        آره

دوست داری در آینده چه کاره بشی؟       راننده هواپیما

پس دوست داری خلبان بشی ؟        بله

چه آرزویی داری؟           دوچرخه داشته باشم


کودک ۲:

اسمت چیه؟           علیرضا

چند سالته ؟  ۱۰ سال

کار می کنی؟         نه. می رم مدرسه

قبلاً کار می کردی؟         آره

چه کار می کردی؟      دستکش دوزی

سخت بود یا آسون؟       دفعه اولش سخت بود

کار کردن رو بیشتر دوست داری یا درس خوندن رو؟     درس خوندن

تا کلاس چندم درس خوندی؟         اول

دوست داری در آینده چه کاره بشی؟        پلیس

چه آرزویی داری؟       آرزو دارم مادرم رو خدا مریضیش رو خوب کنه

خوب. مامانت که مریضیش ان شا الله خوب می شه. چه آرزویی واسه خودت داری؟
دوست دارم ۲ تا موتور داشته باشم.

چرا ۲ تا موتور؟ تو که فقط میتونی ۱ دونه از اونها رو سوار بشی؟
چون اگه یکی از اونها خراب شد. یکی دیگه باشه

کودک ۳:

اسمت چیه؟       دیبا

چند سالته ؟  ۹ سال

کلاس چندمی؟      اول

دوست داری با سواد بشی؟      بله

خوب الان کار می کنی؟       بله

چه کار می کنی؟       فال می فروشم

کار کردن رو بیشتر دوست داری یا درس خوندن رو؟  درس خوندن

دوست داری در آینده چه کاره بشی؟       دکتر

چه آرزویی داری؟       یه ماشین داشته باشم

چه ماشینی دوست داری؟     ماشین سبز کمرنگ

کودک ۴:

اسمت چیه؟     سعدیه

چند سالته ؟     دارم میرم ۱۴ سال

کلاس چندمی؟       اول

خوب الان کار می کنی؟     بله-

چه کار می کنی؟     خیاطی می کنم. برش کاری می کنم

کار کردن رو بیشتر دوست داری یا درس خوندن رو؟ هر دو رو دوست دارم اما بیشتر درس خوندن

دوست داری در آینده چه کاره بشی؟   معلم

چرا می خوای معلم بشی؟     چون می خوام همه بچه های دنیا با سواد بشن

چه آرزویی داری؟        دوست دارم برم کشور خودمون افغانستان


کودک ۵:

اسمت چیه؟      لطیفه

چند سالته ؟        ۱۱سال

کلاس چندمی؟       اول

خوب الان کار می کنی؟     بله-

چه کار می کنی؟    گل سینه درست می کنم

کار کردن رو بیشتر دوست داری یا درس خوندن رو؟    درس خوندن

دوست داری در آینده چه کاره بشی؟   دکتر قلب

چه آرزویی داری؟      ماشین قرمز داشته باشم

کودک۶:

اسمت چیه؟        جمیله

چند سالته ؟    ۱۲ سال

کلاس چندمی؟     سوم

دوست داری در آینده چه کاره بشی؟ دکتر

چه آرزویی داری؟  آرزو دارم یه ماشین خوشکل آبی داشته باشم و آرزو دارم برم کعبه

کودک ۷:

اسمت چیه؟   زهرا

چند سالته ؟    ۹ سال

کلاس چندمی؟    اول

خوب الان کار می کنی؟  بله

چه کار می کنی؟     فال می فروشم

کار کردن رو بیشتر دوست داری یا درس خوندن رو؟ درس خوندن

کار کردن رو دوست داری؟   نه دوست ندارم برم

دوست داری در آینده چه کاره بشی؟     پلیس

چه آرزویی داری؟     یه دونه ماشین داشته باشم

ماشین چه رنگی دوست داری؟      نارنجی

کودک ۸:

اسمت چیه؟    نبیلا

چند سالته ؟     ۱۴ سال
کلاس چندمی؟    اول ابتدایی

دوست داری در آینده چه کاره بشی؟   مهندس

چه آرزویی داری؟      آرزو دارم یه خونه کوچیک تو ایران داشته باشم

دوست داری چه کسانی تو خونه تو زندگی کنن؟     مادر و پدرم


مصاحبه از ثمین احسانی

|+| نوشته شده توسط آیدین .ی در چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389  |
 
رشد کمونیسم مدرن

در انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه برای اولین بار یک حزب با گرایش‌های مارکسیستی حزب بولشویکی به قدرت رسید. فرضیه قدرت دولتی که توسط بولشویک‌ها مطرح شد بحث‌های نظری و عملی زیادی را میان مارکسیست‌ها به وجود آورد. مارکس معتقد بود که سوسیالیسم و کمونیسم بر پایه رشد سرمایه داری استوار هستند. روسیه یکی از فقیرترین کشورهای اروپایی قلمداد می‌شد که اکثریت مردم آن را رعایای بی سواد تشکیل می‌دادند و اندکی هم کارگران بخش‌های صنعتی بودند. ناگفته نماند که مارکس تأکید داشت که روسیه باید بتواند از مرحله سرمایه داری بورژوایی گذر کند.بقیه سوسیالیست هم معتقد بودند که انقلاب روسیه می‌تواند جرقه انقلاب‌های کارگری در غرب باشد. منشویک سوسیالیست متعادلی بود نظریه بولشویکی لنین در مورد انقلاب سوسیالیستی را رد کرد. حضور بولشویک‌ها در قدرت در پی شعارهایی چون «صلح، نان، زمین» و « همه چیز برای شوروی» فراهم آمد که این شعارها با خواسته مردم در مورد پایان حضور شوروری در جنگ جهانی اول خواسته رعایا در مورد اصلاحات ارضی و حمایت همه جانبه از اتحاد جماهیر شوروی همخوانی داشت.بعد از سال ۱۹۱۷ زمانی که بولشویک‌ها نامشان را به حزب کمونیست تغییر دادند و یک دولت تک حزبی معتقد به اجرای سیاست‌های سوسیالیستی مکتب لنینیسم را تشکیل دادند، کاربرد اصطلاحات «کمونیسم» و «سوسیالیسم» تغییر کرد. در سال ۱۹۱۶، بین الملل دوم در اثر اختلاف نظر احزاب آن در مورد جنگ جهانی اول به تعدادی شعب ملی منحل شد که این شعب بر نقش ملی مرتبط با خودشان تأکید داشتند. سپس لنین (کمین قرن) بین الملل سوم را در سال ۱۹۱۹ تأسیس کرد و شرایط ۲۱ ماده‌ای شامل مرکزگرایی دموکراتیک را به احزاب سوسیالیست اروپا که متمایل به پیوستن به وی بودند ارائه کرد.برای نمونه، در فرانسه، اکثریت حزب سوسیالیست SFIO در سال ۱۹۲۱ از این حزب جدا شدند تا حزب کمونیست فرانسه (SFIC) را تشکیل دهند (که شاخه فرانسوی بین الملل کمونیسم محسوب می‌شود). بنابراین اصطلاح «کمونیسم» به احزابی که تحت لوای کمین ترن پایه ریزی شدند اطلاق شد. کمونیست‌ها فراخواندن کارگران سراسر جهان به انقلاب که با تشکیل پرولتاریای دیکتاتوری و رشد اقتصاد سوسیالیستی همراه است را در رأس برنامه خود قرار دادند. در نهایت این برنامه به جامعه‌ای هماهنگ و فاقد طبقات اجتماعی و با نقش کمرنگ دولت منجر خواهد شد.در طی جنگ داخلی روسیه (۱۹۲۲-۱۹۱۸)، بلشویک‌ها همه اموال تولیدی را ملی کردند و سیاست « کمونیسم جنگی» را اعمال کردند که در آن همه کارخانه‌ها و خطوط راه آهن به کنترل کامل دولت درآمد، غذا جیره بندی شد و مدیریت بورژوایی وارد صنعت شد. سه سال پس از جنگ و شورش کرونشات در سال ۱۹۲۱، لنین سیاست اقتصادی جدید (NEP) خود را اعلام کرد که طی آن «فضای محدودی در زمان محدودی برای سرمایه داری» شد. NEP تا سال ۱۹۳۰ دوام آورد و تلاش ژوزف استالین برای رسیدن به قدرت به این سیاست پایان داد.

لنین

 پس از جنگ داخلی روسیه، بلشویک‌ها در سال ۱۹۲۲ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (USSR) یا شوروی سابق را بنا نهادند و به امپراتوری روسیه پایان دادند.پس از مرکزگرایی دموکراتیک لنین، احزاب کمونیست به صورت سلسله مراتبی طبقه‌بندی شدند و افراد فعال که از کادر نخبگان جامعه انتخاب و توسط اعضای بلند پایه حزب تأیید می‌شدند به عنوان پایه هرم معرفی شدند، این افراد کاملاً مورد اطمینان بوده و به نظام حزب پایبند بودند. اتحاد جماهیر شوروی و کشورهایی که توسط احزاب کمونیستی اداره می‌شوند را دولتهای کمونیستی دارای اقتصاد «سوسیالیستی دولتی» می‌نامند. طبق این تعریف این کشورها ادعا دارند که بخشی از برنامه سوسیالیست‌ها را پذیرفته‌اند و کنترل خصوصی کالاها را رد کرده‌اند و کنترل دولتی بر اقتصاد را در رأس برنامه خود قرار داده‌اند، با این وجود این کشورها خود را کاملاً کمونیستی معرفی نمی‌کنند زیرا مالکیت اشتراکی اموال را نادیده گرفته‌اند.

برگرفته از ویکی پدیا

|+| نوشته شده توسط آیدین .ی در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389  |
 
 
بالا